عبد الله الأنصاري الهروي

مقدمه 65

طبقات الصوفية ( فارسي )

بيرون است . در طبقات الصوفية از همان‌گاه كه از ابو هاشم صوفى سخن گفته مىشود بوى نقد و مقايسه و تحليل و تفسير به مشام مىرسد . بيان سرگذشت و ذكر نام و سخنان هريك از مشايخ بر مبنا و معيار نقد و تحليل نهاده شده است ، چنان كه به آسانى اين معيارها را مىتوان دسته‌بندى كرد . براى مثال ديدار هريك از مشايخ را با مشايخ ديگر مىتوان امتيازى به شمار آورد - همچنان‌كه امتياز نيز بوده است . ديدار كسان ، پيمودن مقامات ، اقتران ، برترى يا فروترى ، نظر و سخن ديگران درباره‌ى او ، چگونگى كردار و گفتار و حوزه دانش او و . . . هريك امتيازى شمرده مىشود . و چنان كه گفته شد نام هيچ صوفيى نيست كه با اين مقايسه‌ى ضمنى همراه نباشد و اين خود نشان‌دهنده ديدگاه پير هرات در بيان احوال و اقوال مشايخ است . وى بر خلاف ديگران با آنكه خود پيشتاز سجع‌پردازى و قرينه‌سازى در زبان فارسى است به هيچيك از مشايخ بخاطر رعايت سجع و قرينه امتيازى نمىبخشد كه احتمالا درو نبوده است . همچنين است روش او به هنگام ذكر آرا و عقايد و سخن و انديشه مشايخ . بىترديد سخنان و آراى مشايخى كه در كتاب او آمده است به مراتب بيشتر از آنست كه ذكر كرده است . درين مورد نيز سنجش و مقايسه و سودمندى به حال مريدان بر كار او حاكم است و به همين دليل نه تنها به طبقه‌بندى شيخ عبد الرحمن سلمى پايبند نمانده است بلكه آن طبقه‌بندى را بارها به هم ريخته است . همچنان‌كه نام يك صوفى ، مشايخ همنام او را از طبقات ديگر به خاطر او مىآورد ، نقل سخنى از يكى از مشايخ سخنان ديگران را در همان موضوع در حافظه تواناى او تداعى مىكند و به اين ترتيب زمينه‌ى مساعد براى مقايسه و نقد و تحليل پيش مىآيد . وجود چنين زمينه‌اى در طبقات الصوفية از يك‌سوى براى علاقمندان عرفان و تصوف غنيمت و ميراثى بزرگ و ارزشمند به شمار مىآيد و ازسوىديگر فرصتى گرانبها براى محققان و پژوهشگران در شناخت پير هرات . چه در اين‌گونه موارد است كه عمق نظر و ژرفاى انديشه و